غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
مقدمه 18
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
جهد ما لا كلام در تأليف اين روايات شروع كردم و بهمگى همت و جملگى نهمت روى بتصنيف اين حكايات آوردم و عزم جزم نمودم كه فرايد فوايد اخبار انبياء و مرسلين و خلفا و سلاطين را از بحار مؤلفات افاضل التقاط « 1 » كرده در سلك دوازده عقد منتظم گردانم و هر چهار عقد از عقود دوازدهگانه را در درجى درج كرده بمنصهء ظهور رسانم . چون جواهر زواهر درج اول در سلك تحرير و تزيين جلوهگر گشت ناگاه دست تقدير ايزدى عز و علا بساط نشاط و انبساط از بسيط خطهء خراسان درنوشت و آفتاب جهانتاب برج نقابت سر در نقاب اغتراب كشيد و گوهر گرانمايهء درج سيادت در دفينهء تراب مدفون گرديد . طايفهيى از ظلمه كه بواسطهء وجود فايض الجود آن مظهر رشد و رشاد مجال تسلط و بيداد نداشتند سر بفتنه و فساد برآوردند و دست باشتعال آتش جور و عناد دراز كردند . نواير نوايب و مصايب متعاقب التهاب يافت و بواعث مكارم و مراحم از نظر اصاغر و اعاظم بسرحد عدم شتافت ، مزاج روزگار از صلاح بفساد انجاميد و رواج متاع اين بىمقدار بكساد مبدل گرديد . عروسان معانى كه در كسوت الفاظ خود را آراسته باميد ديدار همچنان خواستگارى هر لحظه جلوه مىنمودند در پس پردهء حرمان مستور شدند و ابكار افكار « 2 » كه نقاب حجاب از عارض چون آفتاب برگرفته منظور انظار آن بزرگوار بودند در پس زانوى نوميدى نشسته مانند آب زندگانى در سياهى مختفى گشتند بجيب صبر زين غم چاك افتاد * نى كلك از الم برخاك افتاد عروسان سخن در پرده جستند * به روى خود در اميد بستند ورقهايى كه دايم در نظر بود * سوادى كز شرف نور بصر بود
--> ( 1 ) - التفات : در طبع طهران غلط است ( 2 ) - انكار : در طبع طهران اشتباه كاتب است